خپ کِردَه: مخفی شده
ریم نَمِره: خجالت می کشم- رویم نمی شود
قُپَّ: به بخشی از یک کالا(وسیله)می گویند که گرد است
غذا دِبُرِ(وربُرِ): غذا در حال پخت است
اَشکینَ وَربُرّیَه: این امر در حالتی رخ می دهد که قاتق داخل اشکنه(نوعی غذای محلی) هنگام طبخ بر اثر حرارت زیاد و هم نزدن همزمان، گلوله شده و با روغن و مخلفات آن مخلوط نشود
قَتِق:خورش - دوغی که داخل مشک قرار گرفته و پس از چند روز ،آب آن گرفته شده است
قوُوم: شن بسیار نرم که اغلب خیس است
ناگِمو: ناگهانی
بِقِ بُخُردَ: به افراد چاق گفته می شود
هَلُک رفتُم: هلاک شدم- خسته شدم
پَ پِ نَمِری: پیگیری نمی کنی
قیرچَستِش دَرَمَ: به چیزی گویند که زیر چیزی له می شود
بَلِش: متکا- بالشت
اَخلِر: هیزم هایی که دانه دارند
زیل: هیزم های نوک تیز
بَلُ: بالا
سَرِکیچَه: سر کوچه
خَنِِِه کِل:اتاق كوچك- اتاقکی که هنگام آبیاری زمین های کشاورزی در زمستان به عنوان پناگاه گرم مورد استفاده قرار می گیرد
بُردَ: تپه
سِی: پل روی جوی قنات بهمن آباد -ابتدای روستا
لِنگِ جِ: دیواره جوی آب
سِمَوُر: سماور
مِخطِبیلَ:ميخ طويله- میخ بزرگی که برای بستن ریسمان(زنجیر) حیوان به کار می رود
کُ: ۱- کجاست ۲- کاه
دُی: دیوار
چُرشُخ: چهار شاخ- وسیله ای که با آن هیزم یا مواردی شبیه آن را جابجا می کنند
وَمِندَ: وامانده- زمانی گفته می شود که فرد هنگام انجام کاری با مشکل مواجه می شود
تَلِتِ بییُرُ بُردی: این واژه از سوی افرادی گفته می شود که در صحرا یا کلاته به دنبال قارچ می گردند و با پیدا شدن قارچی، به جستجوی مشابه آن هستند
برای دریافت واژه های قبلی به بخش لهجه بهمن آبادی(واژه ها)، مراجعه کنید.
در صورت تمایل به افزودن این فرهنگ نامه، در بخش نظر دهید، نام واژه ها را بنویسید.
ادامه مطلب
وبلاگ بهمن آباد منتظر همکاری تمام مردان سرزمین بهمن آباد برای ماندگار کردن گویش منحصر به فرد بهمن آباد در تاریخ است تا در واقع ، با این گام و گام های بعدی ،آیندگانمان بتوانند با فرهنگ غنی موجود بهمن آباد آشنا شوند و به گذشتگانشان افتخار کنند.
ادامه مطلب
از هموطنان گرامی تقاضا می شود در این امر بزرگ، ما را یاری کنند.
علاقه مندان می توانند واژه های مورد نظر خود را در بخش "نظر دهید" درج کنند تا این واژه ها، همراه با نام آنها در وبلاگ منتشر شود.
نظیر واژه های زیر:
اُز=باز-دوباره
اَزدُرُِغ = دروغ
نَم مي؟ = نمي آيي؟
افتَوَه = آفتابه
انگُر =انگار
دِستِرَه = داس
حَل بی یو دِگَ = اکنون بیا دیگر-در برابر رفتاری گفته می شود که مانع رسیدن به هدف شده است.اَ یُم بُرُم = بیام ببرم
حَـلّه = زود باش
فِدُ کِردی؟ =پیدا کردی؟یَک عالَمِه =بسیار زیاد
چِش مِخي = چي مي خواهيخُب بی یَ کُ =خوب بوده که - این عبارت به طعنه در زمانی که فرد گفته یا رفتاری غیر منطقی دارد بیان می شود
واژه های جدید در «ادامه مطلب»منتظر همکاری پررنگ تر تمام مردان سرزمین بهمن آباد هستیم.
ادامه مطلب



