لالایی،ترانه ی مادرانه ای که قربانی پیامدهای دوران تجّدد و مدرنیته شد. اگر عشق غزلی است که مطلع آن را خدا سروده و زندگی فرصتی است که خدا به ما بخشیده، بودن در آغوش مادر و شنیدن لالایی های او جرعه ی زلال و خنکی است به تشنه کام ما و موهبتی است از جانب خالق.نه اینکه در وصف مادر بنویسم .بلکه از جرعه جرعه نوشیدن موسیقی روح بخش لالایی می نویسم،که پس از مرگ ظاهری، بازهم در نفس مادران دیروز زنده می شود.لالایی یعنی رقص حروف،رقص موج موزون شدن و ...آرامش و سبک شدن.
مادران امروز،همان فرزندان دیروزندکه با موسیقی و رقصِ حروفِ لالایی مادرانشان به خواب می رفتند و بر می خاستند ولی اکنون به یمن و برکت تجّدد و مدرنیزه شدن، کسی فرزندش، را با لالایی نمی خواباند، در عوض و برای دور نماندن از قافله مدرن و چشم و همچشمی، آهنگ های دیگری که خودشان هم از محتوای آن بی خبرند را به خورد گوش عزیزانشان می دهند!!!خسته از مهمانان ناخوانده ناگهان متوجه می شویم سنت های حسنه را یکی پس از دیگری به قربانگاه برده اند. لالایی نیز برای همیشه لالامی کند.!!! و مادران امروز با این شعر بیگانه می شوند.و کودکانشان گویی بی نیاز از آغوش مادران و مادران نیز با گفتن لالایی دم نمی گیرند و قصه های پر غصه شان را فرو می خورند و پریشان حال می شوند.در گذشته،تمام حرف ها و درد دل های زنانه در لالایی مادر نهفته بود و کودک هیچ صدایی را دلنشین تر از صدای مادر نمی شناخت.
هر چند لالايي در فرهنگ هاي مختلف به گونه هاي متفاوتي اجرا مي شده، اما دوست داشتن وعشق به فرزند وجه مشترك تمامي آنهاست، این مادر است که، صبوری ، صداقت، محبت، استحكام ادبي و بار عاطفي عميقي را در هم می آمیزد و حرف دلش را به صورت لالايي با فرزندش در ميان مي گذارد. همیشه ترس از تنهایی و جدایی وجود داشته است و مادران دیروز، ترس و غم و غصه هایشان را در قالب لالایی بیان می کردند و اشک می ریختند. مثلا"
لالا لالا گل سوسَــــــن
سَِرت ور دار لبِت بوسُم
لبت بوسُم كه بـو درَهَ
كه با گل گفتگو دَرهَ

لالا لالا گل نعنـــــــــــــــــــا
بابات رِفتَه شُدُم تنــــــــــــها
لالا لالا گُل عنـــــــــــــــــــاب
شُدُم از گریه هات بی تاب
مادر ،در لابه لای لالایی ها درحقیقت، .....
برچسبها: آداب و رسوم خراسان
ادامه مطلب



